سخنی ازآزاد مرادی، سرپرست گروه تئاتر انعكاس خيال؛ شهرستان دیواندره
سخنی از سرپرست گروه تئاتر انعكاس خيال؛ شهرستان دیواندره
آسيب شناسي تئاتر ديواندره وحومه 1/12/1385 به زعم حقير، همه اركان يك اثر هنري از كوچكترين آن تا بزرگترينش ارزش خواص خود را دارا ميباشد. در كار نمايش نمي توان گفت : كه نمايشنامه مهمتر است يا كارگردان در اين مطلب براي بنده به عنوان نويسنده همه اركان تئاتر مورد نظر است . 1- خودسانسوري: سانسور ابعاد جالبي دارد يكي از خندهدارترين آنها خودسانسوري است وقتي كسي بداند كه ممكن است كارش مسئلهدار شود ، گرفتار خود سانسوري مي شود يعني تا چيزي را مي خواهد خلق كند، پيش خود فكر ميكندكه ، نكند به آن گير دهند. همين مسئله باعث مي شود كه او به جاي خلاقيت ونوآوري وصراحت گويي ، اسير تكرارو كهنگي وابهام شود. من فكر مي كنم ، آنچه در نمايش مسئله ساز اصلي است خود سانسوري است نه چيز ديگري هنرمند بد بخت تقصيري هم ندارد ، ديوانه هم نيست كه يك عا لمه وقت بگذارد، سر چيزي كه آخرش نداند كه مشكل دارد يانه . پس تصميم ميگيرد كه عطايش را به لقايش ببخشد. 2- بازخواني: جاهاي ديگر را نمي دانم ، اما در اين مرزو بوم بعد از نگارش متن نمايشي ، تازه مشكل شروع مي شود. چرا؟ خوب معلوم است ، يك عده وجود دارند كه بايد براي شما فكر كنند، بايد براي شما برنامه ريزي كنند ،براي شما قانون صادر كنند.جالب اينجاست كه اين عزيزان ،با آنكه ليسانس ادبيات نمايشي دارند، اما يك نمايشنامه هم ندارند . بعضيشان حتي يك خط هم نمايشنامه ننوشتهاند. اما نمي دانم چه اصراري دارندكه روي متن ديگران نظر بدهندونمي دانم چرا در هنگام بازخواني يك متن همه استانسلاويسكي مي شوند، اما هنوز نتوانستهاند كه با نام خودشان هنرمند باشند.من يك نمايشنامه داشتم، يك نمايشنامه تك نفره وبه جاي لفظ نمايشنامه رويش نوشتهبودم "بازي نامه " خواننده كه همان آقاي استانسلاويسكي باشد ، در اولين حركت بنده را خلق سلاح كرد و گفت : خب دوست عزيز خوشحالم كه خودت قبول داري اين چيز را كه نوشتهاي نمايشنامه نيست و فقط يك بازي نامه است. ومن مانده بودم كه يعني چه؟......... 3- دورهايبودن: گويا كارهاي اين مرزو بوم در همه زمينها مسئله دار است. مثلاَ در مورد ماجراي همين تئاتر و اجزاي آن هميشه وضع به اين شكل است : دورهاي بودن ، آماري بودن ، ساليانه بودن و انگار بايد چند نفر تند تند بيايند وبنويسند و جمع شوند تمرين كنند واجرا كنند و بعد ................نخود نخود ، هر كه به خانه خود. ديگر كاري نداريم تا سال بعد ، برويم راحت بخوابيم مشكلي نيست من نمي دانم چه وقت بايد مسئله برنامهريزي را حل كنيم ؟ چرا نبايد به اين تئاتر به شكل جاري نگاه كنيم ؟ چرا در تمامي طول سال برايش برنامهريزي نداريم؟ چرا تازه چند روز مانده به جشنواره ناگهان ياد آن مي افتيم ؟ 4- سليقهپروري: سليقه يك امر كاملا َ شخصي است. من سليقه را يكي از اركان اصلي هنر مي دانم ومعتقدم كه نصف بيشتريك اثر هنري ،ربط دارد به سليقه صاحب اثر . هر هنرمند بسته به سليقه اش پيشرفت ويا پسرفت ميكند .حالا شما باييد براي يكي به زور سليقه اي را تحميل كنيد،مگرميشود؟سليقه نخودچي- كشمش نيست كه به همين راحتي ، انتقال داده مي شود.پروسه مي خواهد وقت مي خواهد . آمادگي مي خواهد . اينگونه نيست كه تو به يكي ( كه براي خودش ، به درست يا نادرست، صاحب نيمچه سواديست ) بگويي كه : ( اينطور ننويس ؟. انطور بنويس ؟) اما در كشور ما ، همه مي خواهند كه نسخههاي فتوكپي كمرنگ خود را در سطح جامعه انتشار دهند. نمي داني چرا ؟ كه اگر روزي به جايي رسيد ، بگويد كه من او را به اينجا رساندهام ؟ يا اگر با مغز به زمين خورد ، بنشيند وخنده كند ؟ مردماني داريم ما ........ 5- تازگي ها يك چيزي علم شده به نام ،سياست. كلمات مترادف آن ، اينهاست : سياست گزاري/سياست ما / سياست جشنواره و.... از اينجور چيزها . من آخرش نفهميدم كه اين چيز را ، همين سياست را، چه كسي اختراع مي كند واگر اختراع مي كند چگونه اختراع مي كند ؟ ويا حداقل از كجايش اختراع مي كند؟ آيا مشاورهاي دارد اگر دارد مثل او سياست گزار هست يا نيست ؟ 6- هيئت امنا: بيايد قبل از هر چيز تعريفي ار اين واژه داشته باشيم . هيئت امنا يعني اعضايي كه در ميان جمعي با راي اكثريت برگزيده شده اند و امانت دار آنها هستند در هر صنف وطريقي.اگر خلاف اين است پس ما در دوران كاري تئاتريمان در خصوص هيئت امناي انجمن نمايش دچار اشتباه بزرگي شده ايم چون هميشه آنها را امين خود دانسته ايم ...... اما سوال اين است كه اين امين كار ساز است يا سد ساز، منظور از كلمه سد ساز لفظ طنز اميزي است كه آقاي امين را وا مي دارد به عضوي از اعضاي مفيد انجمن نمايش بگويد: بايد ليسانس بازيگري ويا كارگرداني يا هر رشته ديگري را داشته باشي تا بتواتني كارگردان شوي ، اما اين آقاي امين كه در راس كار انجمن نمايش است غير از يك ديپلم ساده چيز ديگري ندارد. خيلي مسا له بزرگ وقابل تامليست كه گروهي با همه جديت وصداقت عاشقانه خويش كار نمايش را شروع كنند،هر روز وقت بگذارند و با دنيايي كه تئاتر برايشان ساخته حتي شبها را هم در رخت و خواب خويش به فكر او باشند. ناگهان ....... از گوشه اي حرفي ميشنوند ، يكي كارگردان را جنايتكاري مي نامد و بعد از آن ، بازيگري با گريه از گروه ميرود ، پدري ديگر دخترش را نمي فرستد و با كتك به او حالي ميكند كه نمايش و تئاتر به درد او نمي خورد وديگري و ... اما پيش هم آمده است كه گروهي با تلاش به اجراي عمومي رسيده اند وخانواده اعظاي گروه به آنها افتخار كرده و هنوز هم در اين مكان مانده اند وجاي خود را حفظ كرده اند. بنده به عنوان سرپرست گروه نمايشي انعكاس خيال بايد اعلام كنم كه اين گروه همراه گروه نمايشي رخ در طول دو سال اخير نزديك به پانزده اجراي موفق در جشنواره ها واجراهاي عمومي سطح استان و شهرستان داشته است . نمايشهايي چون بليط بخت، زشت و زيبا ، رسم ديار ، مناجات ، قهوه قجري، مهر و وفا ، انسانيت ، xyz، خواهش،پكنيك در ميدان جنگ،قصه هاي در گوشي، مرگ در ميزند، ودو اجراي جنگ شادي به غير از راهنمايي و تمرين گروههاي ديگردر مدارس و سطح شهر و بگذريم كه برگزاري اين جلسه هم از پيشنهادات گروه بوده وهيچ اشاره اي نمي بينيم . از گفتن اين آمار و ارقام قصدي نيست جز اينكه واقعا انجمن نمايش فعال بوده ؟آري انجمن نمايش واقعا از كمك خويش در اجراي اين آثار دريغ نكرده و از هر كجا كه بوده سنگي يا جلو پا و اگر هم به آنها اجازه داده باشيم بر سرمان كوبيده اند و اگر واقعا روساي محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي نبودند، اين دو گروه حرفي براي گفتن نداشتندو چه بسا هر كدام از ما الان در خانه هاي خويش و سرگرم كار ديگري بوديم ... اما رسالت تئاتر چه ميشود ؟ وقتي اين دو گروه نمايشي در طول دو سال فعال بوده اند، انجمن نمايش فعال بوده ؟حتما با كارهاي اين دو گروه فعاليت خود را ابراز كرده اند ويا.... تنها چيزي كه پيداست راه اندازي جشنواره طنز است كه هر وقت بحثش پيش آمده فخر آن را به چشممان كوبيده اند كه ما چه كرده ايم و چه نكرده ايم و چه مي شودو چه جالب است. براي متوليان انجمن نمايش همين كافيست كه هنرمندان با سابقه اين شهرستان از بيمه كه ابتدايي ترين حقوق براي هر شخصي مي باشد محروم هستند . با دلي پر واندوهي مثال زدني مي گويم كه تئاتر ديواندره رو به تباهي و پس رفت و ناكامي ميرود ، اگر چنين پيش رود بنده با دوازده سال سابقه كار در اين راه مقدس از هيچ تلاشي فروكش نكرده ام و هميشه در عمل نشان داده ام كه چه چيزياد گرفته وچه اندازه و چه تواناييهايي دارم . اين براي تمام تئاتري هاي شهرمان اثبات شده است . اما نمي تواتنم نگويم كه يكي از همين تئاتريهاي شهرمان به من در جايي البته به قول خودش از قول اشخاص ديگري گفت :كه من صلاحيت بازيگري ندارم .هه هه هه اما او داشت ...هه هه هه . موخره ميتوان به اين نوشته ، تعدادي از مسائل ديگر را اضافه كرد ، اما مهمترين آنها همين بود كه گفته شد . به زعم حقير اين مسائل گنده نيست خيلي هم كوچك است ، همه ما اين مسائل را از بريم آنها را مي شناسيم ، اما اين را با صراحت تمام ميگويم كه حتم دارم ، تا دنيا دنياست اين مسائل حل نخواهد شد ، چرا؟ اين را نميگويم....... اما ميگويم كه گروه رخ و انعكاس خيال تا هست تئاتر ديواندره نمي ميرد ..... ما تئاتريها ديوانه اي بيش نيستيم وبه هيچ چيز جز خودمان باور نداريم ، اما قلب هنري كه از روحيه ما سر چشمه ميگيرد، هميشه براي حرفهاي شما احترام قائل است، اما از قانونهاي شما كه هر روز تغيير ميكند ميترسد.وتنها ترس ما اين است كه نكند روزي نتوانيم به اجرا برسيم. پايان آزاد مرادي بهمن 1385
 |  |
|