جمعه 19 شهريور 1389 - 12:15         
نقد، رُکن فن شریف دراما ست




پیشینه نقد تئاتر در ایران
‏ آشنایی ما ایرانیان با درام غربی از دوره قاجار آغاز شده است. وقتی كه محصلان ‏ایرانی به فرنگ رفتند و سفرنامه نوشتند و نقل‌ها گفتند از عجایب فرنگ، از جمله ‏از«تماشاخانه». رجال و روشنفكران هم سفرنامه‌های كسانی چون «میرزا صالح شیرازی» را ‏خواندند. همو كه بعد به پُست وزارت رسید و موقع تاسیس دارالفنون، تماشاخانه ای برای آن ‏تدارك دیده شد و رواج ترجمه ادبیات نمایشی آغاز شد. ‏
آغازگر آن هم «مردم گریز» اثر «مولیر» است كه «میرزا حبیب اصفهانی» ترجمه می ‏كند و پس از آن «میرزا جعفر قراچه داغی» كه در «دارالترجمه خاصه دولت» كار می كرد، ‏نسخه‌ای از «تمثیلات» را كه «آخوند زاده» برای «جلال الدین میرزا» فرستاده بود گرفت و ‏ترجمه كردو بعد هم «میرزا آقا تبریزی» كه می‌خواهد تمثیلات را ترجمه كند، آن را رها ‏می‌كند تا خودش از این امكان – یعنی تئاتر – بی واسطه بهره گیرد. ‏
گیریم كه چاپ نمایش نامه‌هایش حدود 40 سال بعد (یعنی نزدیكی‌های مشروطه) میسر ‏می‌شود، اما نامه نگاری‌های او و «آخوند زاده» شروع «نقد تئاتر» در ایران است.‏
و شگفت انگیز است كه حدود یك سده پیش، روزنامه «تئاتر» داشته باشیم، در چهار صفحه و ‏بانی آن هم «میرزا خان نایینی طباطبایی» است گرچه پس از 12 شماره متوقف شده باشد.‏
بعدها هم كه گروه‌های نمایشی شكل می‌گیرند. از گروه نمایش انجمن سیاسی اخوت و ‏شركت علمیه فرهنگ و شركت نمایش زرتشتیان تهران بگیرید بیایید تا تاسیس جامعه باربد و ‏تروپ نوشتن و دیگر كلوپ‌ها و گروه های تئاتری. ‏
جلوتر كه بیابیم نهادهای آموزشی رسمی تئاتر شكل می‌گیرند. از گشایش «هنرستان ‏هنرپیشگی» و تاسیس «اداره كل هنرهای زیبای كشور» شروع می‌شود و با آمدن مدرسین ‏خارجی برای تدریس تئاتر در دانشكده ادبیات دانشگاه تهران ادامه می‌یابد. ‏
‏ بعد هم «اداره هنرهای دراماتیك» به سرپرستی «مهدی فروغ» راه می‌افتد و نیز ‏‏«هنرستان آزاد هنرهای نمایشی» وابسته به این اداره. ‏
همچنین است راه اندازی « هنركده آزاد هنرپیشگی آناهیتا» وابسته به هنرهای زیبای ‏كشور توسط «مصطفی اسكویی» و نیز «مركز ملی تئاتر ایران» وابسته به موسسه بین المللی ‏تئاتر به ریاست «مهدی فروغ» . در ادامه هم دانشكده هنرهای دراماتیك تاسیس می شود. ‏
اداره كل هنرهای زیبای كشور هم می شود وزارت فرهنگ و هنر و سرانجام رشته ‏نمایش به جمع رشته‌های تحصیلی دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران می پیوندد. بعدها هم ‏گسترش دانشكده‌های نمایش، انتشار نشریات تخصصی و غیر تخصصی تئاتر، روزنامه‌ها، ‏ماهنامه‌ها، ورود نقد به رسانه‌های جدید چون رادیو و تلویزیون و ... .‏
‏ این همه را فهرست كردیم تا بشود در نظر داشت كه نقد تئاتر چه مسیرهایی را پیدا و ‏پنهان پیموده است. اما تا كمتر از دو دهه پیش، هیچ گاه در این همه سال، از آغاز تاكنون، ‏تشكلی كه بتوان از آن به عنوان جمع منتقدان نام برد، به خود ندیده است.‏
‏ مدرسان، كارگردانان و اهل قلم، دست به نقد آثار روی صحنه یا مكتوبات دیگر ‏‏( ترجمه‌ها و منتشر شده‌ها ) زده اند، اما هیچ گاه تشكلی با این محوریت (یعنی نقد تئاتر) پیش ‏از «كانون ملی منتقدان تئاتر» شكل نگرفته است. اما چرا؟
فرهیختگان ایرانی، نشان داده‌اند كه در طول تاریخ همواره پیشگام نقد آرا و اندیشه‌ها ‏بوده‌اند. حجم زیادی از مفاخر مكتوب ما در طول هزاران سال تمدن ایرانی / اسلامی ما، نقد ‏نویسی بر مكتوبات دیگر اندیشمندان بوده است. اما به «فن شریف دراما» كه می‌رسیم، ‏حركت‌ها جدی نیست و جالب آن كه خود تئاتر در ایران با انگیزه «نقد» نظام سیاسی اجتماعی ‏موجود آغاز شد. اما همین تئاتر ، جای مهمی برای «نقد» نگشود. برای تشكل مرتبط با نقد ‏نیز، اصلا احساس نیازی نشد. ‏
‏ سرانجام، «كانون ملی منتقدان تئاتر» در دهه 70 تاسیس شد.

راز ماندگاری كانون
مانند هر تشكل پا بر جای دیگری- ساختار دموكراتیك آن است. دموكرات بودن ‏انتخابات، تصمیم گیری‌ها و گردش كار در تمامی دوره‌ها بیانگر ساختار دموكراتیك آن بوده ‏است. و این همان عاملی است كه در بسیاری تشكل‌های هنری وجود ندارد و به گسستگی و ‏انشعابات انجامیده است. و ما هم سابقه تاریخی مان پر است از سیاسی كاری‌ها و منفعت ‏طلبی‌های فردی احزاب‌ها. اما كانون هیچ گاه ، با وحود تمامی اختلاف نظرها ، باعث هضم و ‏جذب اندیشه‌های متنوع اعضا نشده است. اگر بخواهیم از اصطلاحات سیاسی برای بیان مطلب ‏استفاده كنیم، باید گفت كه هیئت مدیره‌های كانون، «كمیته مركزی حزب» نبوده اند.بیانیه‌های ‏كانون نیزهیچ گاه در جهت بیان اندیشه‌ها وگرایش‌های خاصی نبوده‌اند.

جایگاه كانون
‏ آیا جایگاه كانون بیش از آن كه جایگاهی كاركردی باشد، جایگاهی هویتی است؟ آیا ‏پرداختن به «حل مشكلات اعضا» به معنای فعالیت صنفی است؟ آیا انتشار نشریه، برگزاری ‏جلسه نقد و مانند آن همراه با نقش این فعالیت‌ها در ارتقای نقد تئاتر ، نوعی اشتغال‌زایی نیز ‏برای منتقدان عضو كانون محسوب می‌شود؟ آیا درآمدزایی برای اعضا، جزو وظایف هیئت ‏مدیره‌هاست؟ بدیهی است كه منتقدان می‌توانند در تشكل‌هایی چون «انجمن منتقدان و ‏نویسندگان خانه تئاتر» و«انجمن صنفی روزنامه نگاران» (که بسیارهم فعالند) بخشی از ‏خواسته‌های صنفی خود را محقق سازند ؛ اما توقع اعضای كانون از فعالیت‌های صنفی تا چه ‏حد بجاست؟

جایگاه نقد در تشکل های غیر دولتی
‏ آیا كانون ‏NGO‏ است؟ با تعریف مشخص ‏NGO‏ كه نهادی را شامل می‌شود كه ‏خودجوش و برآمده از بخشی از اجتماع باشد، آیا می‌شود در ماهیت ‏NGO‏ بودن كانون شك ‏كرد؟ چگونه می‌توان این حالت پارادوكسیكال را تحلیل كرد كه كانون، نهادی خودجوش از بین ‏جمعی از منتقدان است، اما در اساسنامه زیر نظر انجمن نمایش به حساب می‌آید. انجمنی كه ‏خود، بخشی از یك نهاد رسمی دولتی است. البته وضعیت تشكل‌های دیگر چون انجمن‌های ‏خانه تئاتر، انجمن صنفی روزنامه نگاران و مانند آن نیز به شكل‌های مختلف وابستگی به ‏نهادهای دولتی را نشان می‌دهد. به نظر می‌رسد كه تعریف ‏NGO‏ با واقعیت جامعه ما تطابق ‏ندارد. دلیل آن را می‌شود چنین بیان كرد كه در كشورهای صنعتی، تولید ثروت به وسیله بخش ‏خصوصی صورت می‌گیرد و دولت صرفا یك هماهنگ كننده و فراهم آورنده فضا برای ‏فعالیت است. اما در كشورهایی كه تولید سرمایه به شكل تك محصولی (در كشور ما، نفت) ‏است، این دولت است كه محصولی را صادر و درآمد حاصل از آن را كسب می‌كند و به این ‏ترتیب دولت، منشا ثروت هست. در نتیجه مدیران دولتی نسبت به مشارکت های مردمی ‏احساس بی نیازی می کنند.این احساس، شامل نهادهای مدنی نیز می‌شود. در نتیجه نهادهای ‏مدنی توسط مدیران دولتی یا جدی گرفته نشده‌اند و یا نوع حمایت‌های دولتی غیراصولی بوده ‏و به جریان رشد این نهادها كمك شایانی نكرده است. در حالی كه دولت باید به مسائل كلان ‏بیندیشد و نقش تشكل‌های غیردولتی را به رسمیت بشناسد. برای محقق شدن این امر نیز بیش ‏از هر چیز نیازمند اعتمادیم. مدیران دولتی باید به افراد متخصص و تشكل‌های غیردولتی ‏اعتماد كنند.‏
‏ سوء تفاهم‌ها ، بی‌اعتمادی‌ها و نگرانی‌های بعضا بی‌مورد، سبب می‌شود كه تفویض ‏مسئولیت از دولت به تشكل‌های غیردولتی، به كُندی حاصل شود و گاه به توقف كامل بینجامد. ‏
‏ به هر حال به نظر می‌رسد كه مسئولان دولتی باید هر چه زودتر این اعتماد را در ‏خود ایجاد كنند. گر چه در این عرصه باید حساب شده عمل كرد. چون در غیر این صورت، ‏ممكن است ندانم كارها، باعث می‌شود نگرانی‌ها مجددا باز گردد و تلاش‌های پیشینیان برای ‏انتقال مسئولیت هدر رود و دوباره به سیستم «نگاه از بالا» باز گردیم. به هر حال این امر، ‏امروزه بدیهی تلقی می‌شود كه در حكومت‌های عصر تكنولوژی، بحث روش‌های دموكراتیك ‏مطرح است. روش‌های دموكراتیك زمانی شكل می‌گیرد كه بحث فرد فرد آدم‌ها مطرح است. ‏این دوره نیازمند حلقه واسطه بین ارتباط فردی و گروهی است و بحث‌های «میان فردی» در ‏آن شكل می‌گیرد كه عمدتا در ‏NGOها مطرح می‌شود. به عبارت دیگر ‏NGO‏ ها محمل‌هایی ‏هستند كه افراد در آن‌ها می‌توانند هم بحث‌های فردی ‌شان را داشته باشند و هم در جامعه ‏بزرگتر یعنی در گروه قرار گیرند. حتی در این وضعیت نیز ‏NGO‏ ها نیازمند ارتباط و تعامل ‏با دولت هستند، چه رسد به ما كه هنوز وارد دوره تكنولوژی نشده و در بسیاری موارد ‏حیطه‌های فردی را نمی‌شناسیم ؛ به همان میزان كه با الفبای كار گروهی ناآشناییم. این ‏ناآشنایی سبب ارتباط ناقص و پرسوء تفاهم تشكل‌ها با دولت می‌شود. در نتیجه تشكل‌ها در ‏مواردی از دولت جلوتر و در مواردی دیگر از آن عقب تر حركت می‌كنند. اما فقط هماهنگ ‏حركت كردن این دو است كه هر دو را به اهداف مورد نظر خود خواهد رساند. در هر حال ‏وابستگی این تشكل‌ها به دولت، باید قاعدتا براساس خدماتی باشد كه دولت در اختیار آن ها ‏قرار می‌دهد و نه این كه هویت برنامه و دیدگاه شان دولتی باشد. اما آیا مدیران دولتی، توقع ‏دولتی بودن را از این تشكل‌ها ندارند؟ آیا حضور مدیران یا هنرمندان منصوب آن ها در راه ‏اندازی بسیاری از تشكل‌ها می‌تواند بیانگر این «توقع» باشد؟ مشخصا در مورد «كانون» دکتر ‏منتظری به عنوان یک مسئول دولتی بانی راه اندازی کانون بوده است. گرچه برخلاف ‏بسیاری‎ NGO‎های دیگر در کانون ،درهیات موسس و در ادامه در هیات مدیره‌های دوره‌های ‏مختلف هیچ گاه شاهد حضور مدیران دولتی نبوده ایم و خودجوش، ادامه یافته است،اما در این ‏جا نیز همواره با این مهم روبه رو بوده ایم که تنظیم رابطه با دولت و تعامل با مدیران دولتی ‏چگونه باید باشد؟ به نظر نگارنده، پاسخ به این پرسش، از جمله مهمترین وظایف هیئت ‏مدیره‌های كانون در هر دوره كاری بوده است.‏
در هر حال، انسان‌های هر جامعه، در مسیرهایی كه نظام حقوقی آن جامعه می‌سازد و ‏نشان می‌دهد، حركت می‌كنند. جامعه امروزه به لحاظ آن كه ماهیتا به سمت دموكراتیزه شدن ‏پیش می‌رود برای تشخیص «آن چه باید كرد» به اشكال مختلف به افكار عمومی مراجعه ‏می‌كند. ‏NGO‏ ها یكی از سازوكارهای مدرن آشنایی با افكار عمومی هستند. كانون نیز ‏مشخصا وظیفه دارد «آن چه باید كرد» را دربخشی تخصصی (مشخصا «نقد تئاتر») به ‏دولتمردان ارایه كند.‏

حل تناقض امر فردی نوشتن و فعالیت گروهی
‏ «نوشتن » ماهیتا امری فردی است. « مكتوب » در خلوت خلق می‌شود. آیا این ‏خلوت، با جمع نشینی صنف نویسنده جماعت، منافات ندارد؟ بله انبوه انجمن‌های ادبی داشته و ‏داریم، اما این تشكل ها به معنای جدی كلمه تشکل نیستند. هیچ گاه این انجمن ها با اساسنامه و ‏روش‌های دموكراتیك انتخاب هیئت مدیره شرح وظایف روشن پیش نرفته ‌اند. این انجمن‌ها ‏بیشتر انگیزه جمع شدن‌ها و خواندن آثار و گپ و گفت بوده‌اند تا كار تشكیلاتی. آیا این دلیل كم ‏رغبتی اهل نقد به كار تشكیلاتی است؟ اما در صنوفی كه براساس حضور در جمع معنا ‏می‌یابد،چه؟ این كم رغبتی در بین مثلا كارگردانان تئاتر ، سینما و مانند آن نیز وجود دارد؟ آیا ‏دلیل نمی‌تواند این باشد كه گر چه این صنوف نیز در جمع معنا می‌یابند و عمل و خلق در یك ‏كار جمعی شكل پیدا می‌كند، اما آن ها هیچ گاه در یك عمل گروهی با دیگر كارگردانان ‏حضور نمی‌یابند.‏

‏ آیا نقد شغل است؟
‏ «نوشتن» هیچ گاه یك شغل محسوب نشده است . و این شامل نقد هم می‌شود. هیچ ‏منتقدی، نقد، حرفه اصلی زندگی‌اش نیست؛ در نتیجه هر كدام به صنوفی دیگر وابسته هستند. ‏اما آن ها در صنوف دیگر (همچون روزنامه نگاری) نیز تمایلی به فعالیت تشكیلاتی ندارند. ‏در فهرست اولویت‌های منتقدان، «دغدغه» پرداختن به نقد ، در كدام رتبه ایستاده است؟ این ‏جایگاه چقدر تابع علایق و چه میزان برگرفته از شرایط اقتصادی وعوامل دیگراست؟

پرسش یا پاسخ
در کتاب 18 سال نقد، نگارنده بیش از پاسخ، به طرح پرسش پرداخته‌است. پاسخ‌ها ‏زمانی به دست خواهد آمد كه تاریخچه ای «تحلیلی» فراهم آوریم و با تنظیم پرسشنامه و توزیع ‏آن‌ها در میان جامعه آماری قابل قبولی از اعضای كانون و دیگرانی كه عضو نیستند اما ‏منتقدند یا نظراتشان به نحوی به كار می‌آید، به جمع بندی قابل قبولی رسید. این کتاب، آن هدف ‏را تامین نمی‌كند.‏
‏ * منوچهر اکبرلو‏



چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |


اخبار مرتبط

l تئاتر شهرستانها l
l مقاله l
l سخن شما l
l نقد l
l بين الملل l
ورود کاربران






 مشکل در ورود به سيستم؟
 کاربر جديد؟ !عضو شويد


كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه تئاتر ما و شركت توسعه فناوري نوآوران پارسيس  مي باشد.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما  ، موسيقي ما ، تئاترما ،  بازارما، آگهي ما،

Powered by Parsis Co