پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 12:5         
ما و نمايشنامه‌هاى ما(1)‏




‏1- نگاه سطحى به واقعيات زندگى و ناهوشمندى نويسندگان نسبت به وقايع ‏اطرافشان بزرگترين دلايل ضعف نمايشنامه‌هاى ايرانى است. مسائل کلان فرهنگى ‏بويژه در ساليان اخير تا حدود زيادى به سطح،‌گرايش پيدا کرده و از سوى ديگر ‏نويسندگان ما نسبت به اتفاقات اطرافشان چندان هوشمندانه برخوردنمى‌کنند واين ‏دو عامل موجب مى‌شود در ساليان اخير نمايشنامه‌نويسان بزرگ کمتر داشته باشيم ‏‏. کم حوصله بودن جوانان در دراماتيزه کردن آثار ادبى فارسى يکى از دلايل عمده ‏آنان به انتخاب متون خارجى است در حالى که ادبيات ما بسيار غنى است اما تبديل ‏اين آثار به آثار نمايشى مدرن نيازمند پژوهش وزحمات فراوان است .اما از آنجا ‏که جوانان ما بيشتر به دنبال سرعت هستند وکمتر توانايى تقبل چنين زحماتى را ‏دارند بيشتر ترجيح مى‌دهند متون خارجى را براى اجرا برگزينند. اصولا ما در ‏انتخاب نمايشنامه ساده‌ترين راه را برمى‌گزينيم و از آنجا که نمايش‌هاى خارجى ‏اغلب کلاسيک و تعريف شده وداراى ساختار و بافت درستى هستند معمولا جوانان ‏ترجيح مى‌دهند آنها را انتخاب کنند. هم اکنون در زمينه نمايشنامه نويسى در ‏مرحله‌گذار به سر مى‌بريم و اتفاقاتى درونى در حال شکل‌گيرى است که ناشى از ‏پتانسيل‌هاى نهفته جوانان است و بزودى شاهد اتفاقات بسيار خوبى در اين زمينه ‏خواهيم بود . زيرا در اين گونه موارد معمولا اتفاقات به شکل درونى آغاز مى‌شود ‏و به شکل ناگهانى بروز پيدا مى‌کند و آن روز چندان دور نيست.‏
‏2- قَدَر بودن نمايشنامه نويس را زمان مشخص مى‌کند چرا که وقتى ‏نمايشنامه نويسانى بزرگ هم شروع به نمايشنامه‌نويسى کردند کسى به آنها جدى ‏نگاه نمى‌ کرد. بايد اجازه دهيم زمان بگذرد تا متوجه شويم کسانى که شروع به ‏نوشتن نمايشنامه کرده‌اند در آينده بزرگ مى‌شوند يا نه؟ چون فاکتورهاى متفاوتى ‏براى ارزيابى موفقيت نمايشنامه‌نويس داريم . اين که چه قدر از يک نمايشنامه ‏استقبال مى‌شود و کارگردان‌ها آن را اجرا مى‌ کنند آيا آن نمايشنامه‌ها بعد جهانى ‏پيدا مى‌کنند يا طى زمان تاريخ مصرف آن مى‌گذرد. همگى مى‌تواند نشان دهنده ‏موفقيت نمايشنامه‌نويس باشد . اما من نمايشنامه نويسان خوبى را در حال حاضر ‏مى‌شناسم که فکر مى‌کنم د رآينده جزء بزرگان نمايشنامه‌نويسى محسوب شوند. ‏يکى از مشکلاتى که داريم اين است که اغلب نمايشنامه‌نويسان ،‌کارگردان هم ‏هستند. يعنى نمايشنامه‌اى را مى‌نويسند تا خود کارگردانى کنند وخيلى کم پيش ‏مى‌آيد که نمايشنامه خوب خود را در اختيار يک کارگردان قرار دهند. به همين ‏جهت اين حرف که کارگردانان با کمبود متن خوب مواجه هستند صحيح است . به ‏هر حال ما بايد قبول کنيم که در نمايشنامه‌نويسى ضعف اساسى داريم ويکى از اين ‏ضعف‌ها اين است که بسيارى از نمايشنامه‌هاى ما تاريخ مصرف‌دار هستند و بُعد ‏جهانى پيدا نمى‌کنند. اگر هم نمايشنامه‌اى خوب بوده در همان حيطه زمانى خود ‏مطرح شده ولى به مسائل عميق فرهنگى يا سنتى ما مربوط نمى‌شده است. اگراز ‏سوى مرکز هنرهاى نمايشى يا ارگان ديگرى نمايشنامه نويسان مورد تشويق قرار ‏گيرند آنان به سمت ارائه نمايشنامه خوب تمايل پيدا مى‌کنند.‏
‏3-برخی برای ارتقای نمایشنامه نویسی ما از راه اندازی کارگاه‌هاى ‏نمايشنامه‌نويسى سخن می‌گویند. درباره تشکيل کارگاه‌هاى نمايشنامه‌نويسى بايد ‏گفت که اين کار يک فعاليت فوق‌العاده است ونمايشنامه نويسى کارگاهى بازتاب ‏خوبى خواهد داشت. چيزى که بسيار مهم است استاد خوب است صِرف اينکه يک ‏کارگاه نمايشنامه نويسى راه بيفتد موثر نيست. بلکه بايد فردى باشد که بتواند اين ‏کلاس را راهنمايى کند. کارگاه‌هاى نمايشنامه‌نويسى درهمه سطوح مى‌تواند ‏قابليت‌هاى واقعى نمايشنامه‌نويسان را نشان دهند . اينکه هر کس چه قدر در چنته ‏دارد وچه قدر مى‌تواند موثر باشد .‏
‏4- درباره گرايش کارگردان‌هاى بزرگ و نيز جوان به متون خارجى بايد ‏گفت که اگر متون ايرانى خوبى داشته باشيم بسيارى از کارگردان‌ها با ميل و ‏رغبت آنها را اجرا مى‌کنند کما اينکه در جشنواره‌ها نيز بيشتر شاهد اجراى متون ‏ايرانى هستيم واز آنجا که جشنواره کانال عبور کارها براى اجراى عمومى است ‏درطول سال هم شاهد اجراى نمايشنامه‌هاى ايرانى هستيم . تمايل به نمايشنامه‌هاى ‏خارجى شايد متاثر ازهمان ذهنيت است که درايران متن خوب نداريم. ‏
غافل از اينکه تئاتر ما هم مثل هر جريان ديگرى همه وجوهش به هم وابسته ‏است . نمى‌توانيم دراين جريان کارگردان خوب زيادى داشته باشيم اما نمايشنامه ‏نويس خوب نداشته باشيم . به آسانى نمى‌توان گفت که نمايشنامه‌هاى ايرانى ‏درمقايسه با نمايشنامه‌هاى خارجى خيلى ضعيف‌تر هستند زيرا در ايران بهترين ‏نمونه‌هاى نمايشنامه‌هاى خارجى را ترجمه مى‌کنيم و در دسترس هستند. ‏
مشکل ما اين است که نمايشنامه‌نويسان ما اغلب شاهد اجراهاى بدى از ‏آثارشان هستند و خودشان نيز ما محدوديت‌هاى اجرايى بسيارى روبه‌رو مى‌شوند. ‏بديهى است که سرعت پيشرفت کند باشد. ‏
بايد اجراى نمايشنامه ديده شود تا نويسنده بتواند اشکالات ساختارى را در ‏آثار بعدى برطرف کند. اما از آنجا که برخلاف تصور رايج با انبوهى از نمايشنامه‌ ‏وتعدادمحدودى سالن اجرا و نيز کارگردان توانا روبه‌رو هستيم جريان ‏نمايشنامه‌نويسى مدام دچارانفعال وتقطيع است .‏



چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |


اخبار مرتبط

l تئاتر شهرستانها l
l مقاله l
l سخن شما l
l نقد l
l بين الملل l
ورود کاربران






 مشکل در ورود به سيستم؟
 کاربر جديد؟ !عضو شويد


كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه تئاتر ما و شركت توسعه فناوري نوآوران پارسيس  مي باشد.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما  ، موسيقي ما ، تئاترما ،  بازارما، آگهي ما،

Powered by Parsis Co