|
ما و نمايشنامههاى ما(1)

|
1- نگاه سطحى به واقعيات زندگى و ناهوشمندى نويسندگان نسبت به وقايع اطرافشان بزرگترين دلايل ضعف نمايشنامههاى ايرانى است. مسائل کلان فرهنگى بويژه در ساليان اخير تا حدود زيادى به سطح،گرايش پيدا کرده و از سوى ديگر نويسندگان ما نسبت به اتفاقات اطرافشان چندان هوشمندانه برخوردنمىکنند واين دو عامل موجب مىشود در ساليان اخير نمايشنامهنويسان بزرگ کمتر داشته باشيم . کم حوصله بودن جوانان در دراماتيزه کردن آثار ادبى فارسى يکى از دلايل عمده آنان به انتخاب متون خارجى است در حالى که ادبيات ما بسيار غنى است اما تبديل اين آثار به آثار نمايشى مدرن نيازمند پژوهش وزحمات فراوان است .اما از آنجا که جوانان ما بيشتر به دنبال سرعت هستند وکمتر توانايى تقبل چنين زحماتى را دارند بيشتر ترجيح مىدهند متون خارجى را براى اجرا برگزينند. اصولا ما در انتخاب نمايشنامه سادهترين راه را برمىگزينيم و از آنجا که نمايشهاى خارجى اغلب کلاسيک و تعريف شده وداراى ساختار و بافت درستى هستند معمولا جوانان ترجيح مىدهند آنها را انتخاب کنند. هم اکنون در زمينه نمايشنامه نويسى در مرحلهگذار به سر مىبريم و اتفاقاتى درونى در حال شکلگيرى است که ناشى از پتانسيلهاى نهفته جوانان است و بزودى شاهد اتفاقات بسيار خوبى در اين زمينه خواهيم بود . زيرا در اين گونه موارد معمولا اتفاقات به شکل درونى آغاز مىشود و به شکل ناگهانى بروز پيدا مىکند و آن روز چندان دور نيست. 2- قَدَر بودن نمايشنامه نويس را زمان مشخص مىکند چرا که وقتى نمايشنامه نويسانى بزرگ هم شروع به نمايشنامهنويسى کردند کسى به آنها جدى نگاه نمى کرد. بايد اجازه دهيم زمان بگذرد تا متوجه شويم کسانى که شروع به نوشتن نمايشنامه کردهاند در آينده بزرگ مىشوند يا نه؟ چون فاکتورهاى متفاوتى براى ارزيابى موفقيت نمايشنامهنويس داريم . اين که چه قدر از يک نمايشنامه استقبال مىشود و کارگردانها آن را اجرا مى کنند آيا آن نمايشنامهها بعد جهانى پيدا مىکنند يا طى زمان تاريخ مصرف آن مىگذرد. همگى مىتواند نشان دهنده موفقيت نمايشنامهنويس باشد . اما من نمايشنامه نويسان خوبى را در حال حاضر مىشناسم که فکر مىکنم د رآينده جزء بزرگان نمايشنامهنويسى محسوب شوند. يکى از مشکلاتى که داريم اين است که اغلب نمايشنامهنويسان ،کارگردان هم هستند. يعنى نمايشنامهاى را مىنويسند تا خود کارگردانى کنند وخيلى کم پيش مىآيد که نمايشنامه خوب خود را در اختيار يک کارگردان قرار دهند. به همين جهت اين حرف که کارگردانان با کمبود متن خوب مواجه هستند صحيح است . به هر حال ما بايد قبول کنيم که در نمايشنامهنويسى ضعف اساسى داريم ويکى از اين ضعفها اين است که بسيارى از نمايشنامههاى ما تاريخ مصرفدار هستند و بُعد جهانى پيدا نمىکنند. اگر هم نمايشنامهاى خوب بوده در همان حيطه زمانى خود مطرح شده ولى به مسائل عميق فرهنگى يا سنتى ما مربوط نمىشده است. اگراز سوى مرکز هنرهاى نمايشى يا ارگان ديگرى نمايشنامه نويسان مورد تشويق قرار گيرند آنان به سمت ارائه نمايشنامه خوب تمايل پيدا مىکنند. 3-برخی برای ارتقای نمایشنامه نویسی ما از راه اندازی کارگاههاى نمايشنامهنويسى سخن میگویند. درباره تشکيل کارگاههاى نمايشنامهنويسى بايد گفت که اين کار يک فعاليت فوقالعاده است ونمايشنامه نويسى کارگاهى بازتاب خوبى خواهد داشت. چيزى که بسيار مهم است استاد خوب است صِرف اينکه يک کارگاه نمايشنامه نويسى راه بيفتد موثر نيست. بلکه بايد فردى باشد که بتواند اين کلاس را راهنمايى کند. کارگاههاى نمايشنامهنويسى درهمه سطوح مىتواند قابليتهاى واقعى نمايشنامهنويسان را نشان دهند . اينکه هر کس چه قدر در چنته دارد وچه قدر مىتواند موثر باشد . 4- درباره گرايش کارگردانهاى بزرگ و نيز جوان به متون خارجى بايد گفت که اگر متون ايرانى خوبى داشته باشيم بسيارى از کارگردانها با ميل و رغبت آنها را اجرا مىکنند کما اينکه در جشنوارهها نيز بيشتر شاهد اجراى متون ايرانى هستيم واز آنجا که جشنواره کانال عبور کارها براى اجراى عمومى است درطول سال هم شاهد اجراى نمايشنامههاى ايرانى هستيم . تمايل به نمايشنامههاى خارجى شايد متاثر ازهمان ذهنيت است که درايران متن خوب نداريم. غافل از اينکه تئاتر ما هم مثل هر جريان ديگرى همه وجوهش به هم وابسته است . نمىتوانيم دراين جريان کارگردان خوب زيادى داشته باشيم اما نمايشنامه نويس خوب نداشته باشيم . به آسانى نمىتوان گفت که نمايشنامههاى ايرانى درمقايسه با نمايشنامههاى خارجى خيلى ضعيفتر هستند زيرا در ايران بهترين نمونههاى نمايشنامههاى خارجى را ترجمه مىکنيم و در دسترس هستند. مشکل ما اين است که نمايشنامهنويسان ما اغلب شاهد اجراهاى بدى از آثارشان هستند و خودشان نيز ما محدوديتهاى اجرايى بسيارى روبهرو مىشوند. بديهى است که سرعت پيشرفت کند باشد. بايد اجراى نمايشنامه ديده شود تا نويسنده بتواند اشکالات ساختارى را در آثار بعدى برطرف کند. اما از آنجا که برخلاف تصور رايج با انبوهى از نمايشنامه وتعدادمحدودى سالن اجرا و نيز کارگردان توانا روبهرو هستيم جريان نمايشنامهنويسى مدام دچارانفعال وتقطيع است .
 |  |
|
اخبار مرتبط
|